الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
282
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
خويش آنان را لگد مال نموده و با سم خود ، آنها را له نموده بود ( و همچنان اين هيولاى فتنه ) بر روى پاى خود ايستاده بود . به همين دليل آنها در ميان فتنهها گم گشته و سرگردان و جاهل و فريب خورده بودند ( و اينها همه در حالى بود كه مردم آن زمان ) در كنار بهترين خانه ( خانهء خدا ) زندگى داشتند ( ولى ) با همسايگانى كه بدترين همسايگان بودند ، خوابشان بىخوابى و سرمهء چشمهايشان اشكها بود . در سرزمينى كه دانشمندش به حكم اجبار ، لب فرو بسته و جاهلش گرامى بود . شرح و تفسير دورنمايى از عصر جاهليّت امام ( ع ) در اين فراز كوتاه و پر محتوا و ضمن بيان بيست و چند جملهء فشرده و گويا ، وضع زمان جاهليت را به طور دقيق ترسيم مىكند آن چنان كه هر خوانندهاى گويى خود را در آن عصر و زمان احساس مىكند و تمام نابسامانيها و بدبختيهاى مردم آن عصر را با چشم خويش مىبيند . بىاغراق مىتوان گفت كه امام ( ع ) در اين جملههاى كوتاه و فشرده ، يك كتاب بزرگ را خلاصه كرده است و اين نشانهء ديگرى از قدرت بيان و فصاحت و بلاغت و عمق و زيبايى فوق العادهء سخنان آن حضرت است . « 1 »
--> ( 1 ) بنا بر آنچه در بالا گفته شد ، « واو » در جملهء « و النّاس فى فتن . . . » واو حاليه است يعنى خداوند پيامبر ( ص ) را مبعوث كرد در حالى كه مردم در چنين شرايطى بودند ولى بعضى از مفسّران نهج البلاغه احتمال دادهاند واو ابتدائيه باشد و اين جملهها ترسيمى از وضع مردم در عصر و زمان خود امام ( ع ) بوده باشد ولى اين احتمال بسيار بعيد به نظر مىرسد و حق همان احتمال اوّل است هر چند ممكن است اين تعبيرات هشدارى باشد كه مبادا مردم عصر او ، بر اثر هواپرستى و خودخواهى تدريجا به زمان جاهليّت بازگردند .